-
سقف!
پنجشنبه 24 شهریور 1390 13:00
اگر سقف آسمان از قد من هم کوتاه تر شود باز هم زانو نمیزنم.....
-
تربیت خانوادگی!
سهشنبه 22 شهریور 1390 12:44
تربیت خانوادگی! این ترکیب واژگان رو زیاد شنیدیم. اما هر کسی از اون تعبیر و برداشت خاص خودش رو داره. این یادداشت فقط یک گریز است به مشاهداتم در این چند روز: هر روز سر ظهر که میخوام برم سر کار، در مسیرم تا رسیدن به ایستگاه تاکسی، از کوچه ای رد میشم که چند تا پسر و دختر کوچولو در محدوده سنی 8-12 سال در سایه سار دیوارهای...
-
« مسجد دروازه بازارباش » اورمیه ، نیازمند حمایت عموم
یکشنبه 20 شهریور 1390 14:44
.................. بنا بر نقل و قول دو تن از اعضای هیئت امنای مسجد ( آقایان کربلایی و کریمی ) ، قدمت مسجد به 217 سال پیش می رسد که در زمین اهدایی شخصی به نام « افشار » در 120 متر زیربنا ، احداث گردیده است . گویا شصت سال قبل یکبار تجدید بنا شده ؛ منتهی تجدید بنا و بازسازی اصلی این مسجد ، با تلاش و همت همین هیئت امنا و...
-
با شریعتی عزیزم
یکشنبه 20 شهریور 1390 09:13
خدایا به من تقوای ستیز بیاموز، تا در انبوه مسئولیت، نلغزم و از تقوای پرهیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم به من توفیق تلاش در شکست؛ صبر در نومیدی؛ رفتن بی همراه؛ جهاد بی سلاح؛ کار بی پاداش؛ فداکاری در سکوت؛ دین بی دنیا؛ مذهب بی عوام؛ عظمت بی نام؛ خدمت بی نان؛ ایمان بی ریا؛ خوبی بی نمود؛ گستاخی بی خامی؛ مناعت بی غرور؛...
-
یه روز خوب
پنجشنبه 17 شهریور 1390 08:36
اولین بار سال 1383 و ماه خرداد بود که به اونجا رفتم از اون روز تا حالا خیلی اتفاقا افتاد خیلیییییییییییی اتفاقا!!! در هر صورت، آخرین باری که بعنوان کارمند اونجا بودم، خرداد 90 بود در مدت حضور من در اون دفتر خیلی ها آمدند و رفتند منم یکی از اون خیلی ها بودم شاید!! دیروز با بر و بچ محل کار قبلی ام به فست فود دادلی رفتیم...
-
مهر فقط مهر مادری...
سهشنبه 15 شهریور 1390 09:05
این تصویر خیره کننده، پرنده ای را نشان می دهد که برای محافظت فرزندانش از آب ،بدن کوچکش را مانند یک سد در مقابل جریان آب قرار داده تا لانه اش را آب نبرد. او لانه اش را ناخواسته در مجرای یک ناودان بنا کرده و حالا که بارندگی آغاز شده او بدنش را مقابل جریان آب قرار داده است. همانگونه که در تصویر می بینید پرنده نر مشغول...
-
زخـــــــــــــــــــــــــمــ
جمعه 11 شهریور 1390 23:20
تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم باز نه زخم های من خوب می شود نه زخم های تو ... !!!
-
یک کارنامه درخشان!
پنجشنبه 10 شهریور 1390 13:27
نام ندا متولد 1363 نام خانوادگی عبدی نوع سهمیه عادی شماره شناسنامه ------- شماره داوطلب 368581 درس نام درس نمره خام درس درس نام درس نمره خام درس 1 زبان تخصصی انگلیسی 91.1 7 مالیه عمومی وبودجه دولتی 13.3 2 روش تحقیق 31.1 8 حسابداری دولتی 8.9 3 آمار 0 9 مدیریت مالی 6.7 4 تئوریهای سازمان ومدیریت 20 10 بهبود وبازسازی...
-
عیدتون مبارک
سهشنبه 8 شهریور 1390 22:07
-
مشارکت همگانی برای کمکهای مردمی
سهشنبه 8 شهریور 1390 01:52
دانشجوی علامه طباطبایی شدم ---------------------------------------------- اینو از صفحه فیس بوک انجمن حمایت از بیماران مبتلا به سرطان امید برداشتم مشارکت همگانی برای جمع آوری کمکهای مردمی به بیماران نیازمند مبتلا به سرطان در آستانه عید سعید فطر. خدایا ... یاری کن تا قلبهایمان روزنه ای باشد برای امید امید به تسکین آلام...
-
باران می بارد امشب..
یکشنبه 6 شهریور 1390 21:31
باران می بارد امشب.... دلم غم ندارد امشب! جای همه دوستانی که اورمیه ای نیست خالی باشه یک بارونی می باره که نگو! قشنگ... ماه... باز باران با ترانه ای هستش واسه خودش ما آدمها که شدیم از مضرات محیط زیست خدایا از سفره کرمت ما و دریاچه قشنگمون رو مستفیض بفرما خدایا در این روزهای پایانی ماه مبارک رمضان گناهان ما رو عفو...
-
چاپ شده در شماره سوم نشریه شهامت
سهشنبه 1 شهریور 1390 22:24
حاشیه ای بر دو فوریتی که در مجلس تصویب نشد عروس لاجوردی ایران خاطره می شود؟ خاطراتم خیلی هم دور نیست... حدود 20 سال قبل بود. با خانواده به کنار دریا می رفتیم تا از این موهبت الهی بهره مند شویم. یادم می آید چند خانواده با هم راهی می شدیم. پدربزرگ ها کمی آنطرفتر روی لجن های سیاه دراز می کشیدند، ما کوچکترها موظف بودیم...
-
عجببببببببببببببببببببببببب!!!!!
دوشنبه 31 مرداد 1390 23:31
پدر علم کویرشناسی ایران مدعی شد: انتقال آب از ارس به ارومیه خیانتاست! نصر نیوز: پدر علم کویرشناسی ایران با بیان اینکه تنها راهکار همیشگی و دائمی نجات دریاچه ارومیه انتقال آب از یکی از سرشاخه های رودخانه زاب کوچک است گفت: انتقال آب رودخانه ارس به دریاچه ارومیه باعث کمبود منابع آب در این منطقه می شود که خیانتی بزرگ...
-
خاطره بنویسید!
شنبه 29 مرداد 1390 22:32
یک خاطره شیرین از دریاچه اورمیه بنویسید دوستان! نماینده های اون ور کشور برامون تعیین تکلیف کردن رفتنی هستیم بذارید حداقل خاطراتمون بمونن!!!!! خاطره بنویسید دوستانم... بنویسید.....
-
من اینجا بس دلم تنگ است
سهشنبه 25 مرداد 1390 22:03
بسان رهنوردانی که در افسانه ها گویند گرفته کولبار زاد ره بر دوش فشرده چوبدست خیزران در مشت گهی پر گوی و گه خاموش در آن مهگون فضای خلوت افشانگیشان راه می پویند ما هم راه خود را می کنیم آغاز سه ره پیداست نوشته بر سر هر یک به سنگ اندر حدیقی که ش نمی خوانی بر آن دیگر نخستین : راه نوش و راحت و شادی به ننگ آغشته ، اما رو به...
-
فرشتگان فراموش شده
پنجشنبه 20 مرداد 1390 09:15
یادی از فرشتگان فراموش شده لطفا مطلب بالارو بخونید مطلبی که اشک از دیدگانم جاری کرد چقدر مدیونیم و چقدر جبران نشد هدفی که آنها بخاطرش فدا شدند چقدر "ایران" به "اینان" مدیون است... راستی... اگر خدای ناکرده، خدای ناکرده، خدای ناکرده، باز هم جنگ شود و میهن مان در خطر باشد، عازم جبهه می شوی دوست من؟
-
برای اولین بار!
دوشنبه 17 مرداد 1390 22:55
امشب برنامه روز خبرنگار در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد. این برنامه جدای تمام پیش لرزه، لرزه و پس لرزه هایی که داشت، دلنشین بود، بخصوص از این لحاظ که یک گردهمایی به حساب میاد که همه در اون مساوی هستن! مزه افطارش هم که دلچسب بود! برای اولین بار در سالهای اخیر (تا جایی که من میدونم حداقل در طول تاریخ استاندار...
-
یک روز تکراری در تقویم ما!
شنبه 15 مرداد 1390 22:19
دوشنبه روز خبرنگاره 17 مرداد یک روز تکراری! یک روز بی معنی روزی که در آن روز به خبرنگاران ....................... جای خالی را با کلمات یا جملات مناسب پر کنید! --- یه خبر خوب بهم رسیده به محض اطمینان اطلاع رسانی خواهم کرد (الان بگم تشویش اذهان عمومی میشه)
-
یه خاطره
سهشنبه 11 مرداد 1390 09:35
یه دوست خبرنگار دارم که وقتی با صمیمانه ترین لحن ممکن هم بهش سلام بدی، تو جواب مسیج به جای "سلام" می نویسه: "س" یعنی سختشه سلامو کامل بنویسه یه بار دیگه اعصابم خورد شد گفتم این دفعه منم می نویسم "س" می دونید واکنشش چی بود؟ تو جواب مسیجم اصلا همون "س" رو هم ننوشت (از همین تریبون...
-
سلام!
دوشنبه 10 مرداد 1390 04:37
فکر کنم امروز اول رمضان باشه رسیدن ماه میهمانی خدا مبارک باشه بر دوستان گلم فقط یه نکته کنکوری: قبل از خواب چک کنید ببینید اذان صبح رو کی میگن تا دو ساعت تو اینترنت در جستجوی اوقات شرعی نباشید با این سرعت ماورای صوت و نور!!!!!!!!!!!! تا وقتی یه لیوان آب میخورید صدای اذان ناخودآگاه نپیچه تو گوشتون! طاعات قبول
-
فقط و فقط برای چند لحظه خندیدن
شنبه 8 مرداد 1390 12:49
شش سال اوّل زندگی: • گریه نکن • شیطونی نکن • دست تو دماغت نکن • تو شلوارت پیپی نکن • مامانت رو اذیّت نکن • روی دیوار نقاشی نکن • انگشتت رو تو پریز برق نکن • دمپایی بابا رو پات نکن • به خورشید نگاه نکن • شبها تو جات جیش نکن • تو کمد مامان فضولی نکن • با اون پسر بیتربیته بازی نکن • اسباببازیها رو تو دهنت نکن • زیر...
-
صحنه از غروب آفتاب در اورمیه
سهشنبه 4 مرداد 1390 13:22
یک لحظه از کنارش رد شدیم... گفتم: چه قشنگ بود... برگشت و گفت: ازش عکس بگیر...
-
قاچاق شن
یکشنبه 2 مرداد 1390 00:02
مردی با دوچرخه به خط مرزی می رسد. او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد. مامور مرزی می پرسد : « در کیسه ها چه داری». او می گوید « شن» . مامور او را از دوچرخه پیاده می کند و چون به او مشکوک بود ، یک شبانه روز او را بازداشت می کند ، ولی پس از بازرسی فراوان ، واقعاً جز شن چیز دیگری نمی یابد، بنابراین به او اجازه عبور می دهد....
-
کسی را دوست میدارم . . .
سهشنبه 28 تیر 1390 14:26
حق با تو بود می بایست می خوابیدم اما چیزی خوابم را آشفته کرده است در دو طاقچه رو به رویم شش دسته خوشه زرد گندم چیده ام با آن گیس های سیاه و روز پریشانشان کاش تنها نبودم فکر می کنی ستاره ها از خوشه ها خوششان نمی آید ؟ کاش تنها نبودی آن وقت که می تواستیم به این موضوع و موضوعات دیگر اینقدر بلند بلند بخندیم تا همسایه...
-
آدمیزاد!
دوشنبه 27 تیر 1390 08:14
آدمیزاد در حرف زدن هایش بی ملاحظه است. وقتی می خواهد با منطق حرف بزند، احساساتی می شود؛ وقتی می خواهد از احساسش بگوید، آرزوهایش لو می رود؛ وقتی می خواهد از آرزوهایش یاد کند، حسرتش رو می شود؛ وقتی می خواهد حسرتهایش را روشن کند، منطق می تراشد، ...و اینگونه گند میزند به همهی روابطش
-
زبان سکوت
پنجشنبه 23 تیر 1390 09:33
"مهم نیست آدم به چه زبانی می نویسد. تمام زبان ها خارجی هستند، غیر قابل فهم اند. هر کلمه به محض آنکه بر زبان آید، به دوردست می گریزد، به جایی که دست کسی یا چیزی به آن نرسد. مهم نیست که چقدر آشنا باشد. هیچکس نمی تواند بخواند. هیچکس نمی داند برق چیست و حتی کمتر میفهمدش، وقتی که باز می تابد بر فلز صیقل خورده یک چاقو....
-
یعنی میشه؟
چهارشنبه 22 تیر 1390 01:28
خدایا یعنی میشه من به آرزوم برسم؟ خدایا یعنی میشه ببینم همه جا می نویسن اورمیه؟ بابا بخدا اورمیه درسته اور (محل تجمع) + میاه (آب)= اورمیه= سرزمین آبها خدایا یعنی میشه؟ باور کنید تا رو دکه دیدم کنار خیابون سرپا نشریه رو خوندم از ذوق
-
روزگار من.. بزودی!
سهشنبه 21 تیر 1390 09:23
-
چند داستان
شنبه 18 تیر 1390 22:30
سلام اول پیشنهاد میکنم این لینک رو ببینید و سعی کنید با ماوس دماغ اون مرده رو بگیرید اینجا چند تا داستان تقدیم می کنم به دوستان مهربان و عزیزم این یکی و در ادامه مطلب هم میتونید دو تا دیگه بخونید یه روز یه استاد فلسفه میاد سر کلاس و به دانشجوهاش میگه: امروز میخوام ازتون امتحان بگیرم ببینم درسهایی رو که تا حالا بهتون...
-
تغییرات
جمعه 17 تیر 1390 14:11
از فردا باید تغییر کنم ببخشید کم میام و به دوستان سر نمی زنم این به این معنی نیست که به یادتون نیستم هرگز فرصتم کم شده منو ببخشید دوستان گلم بزودی برمیگردم اینم هدیه از طرف من به شما! منبعش روشه!!!