-
عجب روزهایی!
دوشنبه 13 تیر 1390 09:02
این روزها حسابی حواسم پرته نمیخوام اینطوری باشم مخصوصا الان کاش تمرکزم برگرده و برگشتن تمرکزم یعنی رفتنه...
-
تغییر از حالتی به حالت دیگر!
پنجشنبه 9 تیر 1390 19:18
دریاچه اورمیه از بین نمی رود هرگز... هرگز... اما ... شاید از حالتی به حالتی دیگر تبدیل شود... نکند روزی فرا برسد... که از کتاب جغرافیا به کتاب تاریخ منتقل شود؟ ریاست محترم تربیت بدنی استان فارس با سلام نظر به اینکه این اداره به خاطر عدم توجه به هیئت کشتی استعفاء خود را از مسئولین هیئت کشتی استان را دارم انشااله با...
-
عشق!
چهارشنبه 8 تیر 1390 02:07
جیرجیرک به خرس گفت : دوستت دارم . خرس گفت الان وقت خواب زمستونی بعدا با هم صحبت می کنیم ، خرس خوابید اما نمی دونست که عمر جیرجیرک فقط سه روزه
-
کوک کن ساعت خویش!
دوشنبه 6 تیر 1390 22:23
صدای موسیقی رو کم می کنم اما هنوزم می شنوم که میخونه: نه می شه باورت کنم نه می شه از تو رد بشم نه می شه خوب من بشی نه می شه با تو بد بشم نه دل دارم که بشکنی نه جون دارم فدات کنم نه پای موندن منی نه می تونم رهات کنم ... نه می تونه تو خلوتش دلم صدا کنه تو رو نه می تونم بگم بمون نه می تونم بگم برو کجا برم که عطر تو نپیچه...
-
گل!
شنبه 4 تیر 1390 23:09
-
نگران
جمعه 3 تیر 1390 11:42
احساس یه چیزیه که تو وجود آدم موج می زنه من الان فقط نگرانم! نگران یک دوست...
-
میگن جامعه ها پوشالی شده!!
سهشنبه 31 خرداد 1390 21:05
باور ندارید؟؟ میگن جامعه ها پوشالی شده !! دخترک داشت آماده می شد تا با دخترعمویش به پیاده روی عصرگاهی برود. لباسی معمولی به تن کرد و شال نارنجی رنگش را به سر انداخت. نگاهی به قیافه ساده اش در آینه انداخت و با عجله از خانه خارج شد . طبق معمول دیرش شده بود و مجبور بود برای یک خیابان، سوار تاکسی شود ! وقتی به ایستگاه...
-
من و او... دیروز و امروز!
دوشنبه 30 خرداد 1390 22:18
بیچاره ما دهه شصتی ها! هر کی اون روزها سگا و میکرو تو خونش داشت کلی پزشو میداد به بقیه!!! یاد گل کوچیک هام با پسرهای محله مون بخیر! عجب فوتبالیستی بودم!!!!!! و این هم... زن خوب باعث تعادل در زندگی می شود! باور ندارید؟
-
شعری از مولوی
شنبه 28 خرداد 1390 23:51
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد در این بازار مکاران مرو هر سو چو بیکاران به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد ترازو گر نداری پس تو را زو رهزند هر کس یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد تو را بر در نشاند او به طراری که میآید تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد...
-
قدیم... جدید
پنجشنبه 26 خرداد 1390 21:10
قدیم ترها٬ البته این قدیمترها یعنی خیلی قبلتر از این حرفها!! ... یعنی حدودا قبل حضور من و شاید شمای خواننده!! در این دنیا ... یعنی آنموقع ها که یارانه هیچچیز برداشته نشده بود حتی معرفت!! آنموقع که اینهمه وسیله ارتباط جمعی نبود اما دل ها شاد بود و فکرها آزاد از تکنولوژی وقت نشناس!! همین تکنولوژی فراگیر که آدمها...
-
ب ا ب ا
چهارشنبه 25 خرداد 1390 13:39
دلم شده غرق سرور و شعف کعبه شده بهر علی یک صدف مرغ دلم رها شده به سوی ایوان باصفای شاه نجف پـــــــــــــــــــدر همون کسی هست که لرزش دستش دیگه چیزی از چای توی استکان باقی نگذاشته ولی بهت میگه به من تکیه کن و تو انگار کوه رو پشتت داری…
-
فرق...
سهشنبه 24 خرداد 1390 17:01
یک روز دروغ به حقیقت گفت:میل داری با هم به شنا برویم؟ حقیقت ساده پذیرفت ، لباسهایش را درآورد و به دریا رفت... دروغ لباسهای او را پوشید و رفت... از آنروز به بعد دیگر حقیقت عریان و زشت است و دروغ ظاهری زیبا و فریبنده دارد!... "استاد عبادالله کشاورز"
-
تا جهانی بدون سرطان چند کلیک باقی است؟
دوشنبه 23 خرداد 1390 21:58
برخی اخبار حاکی از آن است که سرطان تا سال 2020 میلادی به اولین عامل مرگ و میر در جهان تبدیل خواهد شد. این در حالی است که این بیماری هم اکنون نیز در کشور ما و بخصوص در استان آذربایجان غربی سالانه تعداد زیادی از همو طنان مان را به کام مرگ می کشد. بی شک تا کنون نقش سازمان های خیریه در حوزه های پژوهش ، درمان و پیشگیری...
-
مخصوصا یک نفر را خیلی دوست دارم....!!!!
یکشنبه 22 خرداد 1390 13:18
من آنقدر غریب و تنها هستم که حتی دنیا هم نمی خواهد کسی به نام من روی خود جای دهد آن قدر تنها که وقتی از کنار گل سرخ شادابی می گذرم گل غمگین می شود آن قدر تنها که وقتی به بهترین دوستم سلام می کنم طرف دیگر را نگاه می کند آن قدر تنهایم که وقتی دست روی سنگ سخت می گذارم, سنگ از غربت و تنهایی من فریاد نابودی سر می دهد وقتی...
-
هشدار به بانوان محترم
چهارشنبه 18 خرداد 1390 11:06
(1) هشدار هشدار هشدار اگر متوجه مهربانی ناگهانی ، گل خریدن ، ظرف شستن و.... از جانب شوهر خود شدید فریب نخورید !!! آنها در کمین کادوی روز مرد هستند (2) آرامش در زندگی بهترین چیزه بیا به آرامش فکر کنیم به زندگی به عشق به زیبایی به بهشت به جهنم به درک به تو چه به من چه برو اعصاب ندارم...
-
دارد می میرد...
شنبه 14 خرداد 1390 18:24
اؤلورم... منی آنلایین... یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچکس نبود. یه دریاچه بود که پر از آب بود. بانمک بود. آبی بود. فرودگاه فلامینگوها بود. موج و صدا داشت. جزیره داشت برای خودش... یکی از موجودات گرانقیمت جهان بنام آرتمیا در آن زندگی می کرد یکی بود یکی هم بود. غیر از خدا آدمها هم بودند... یه دریاچه بود که آب نداشت....
-
روز زن... روز مرد
سهشنبه 10 خرداد 1390 08:48
یادمه روز زن چند تا مسیج گرفتم که بیشترشون قصد شوخی داشتن تا تبریک! اما جالبتر از اون، این مسیج هاییه که به خاطر نزدیک شدن به روز مرد داره برام میاد این دو تا خیلی بامزه هستن: مرد یعنی یک جهان بیچارگی یک بلای خانگی سایه پر دردسر یک هیولای دو سر یک کویر بی گیاه زندگی با او تباه آسمانی بی فروغ هر چه می گوید دروغ شوره...
-
چند قطعه از رباعیات خیام
دوشنبه 9 خرداد 1390 03:07
چون چرخ بکام یک خردمند نگشت خواهی تو فلک هفت شمُر خواهی هشت چون باید مرد و آرزوها همه هِشت چو مور خورد به گور و چه گرگ به دشت *** هر ذره که بر روی زمینی بوده است خورشید رخی زهره جبینی بوده است گـرد از رخ آستین بـه آزرم افشان کـان هم رخ خوب نازنینی بـوده است *** بسیار بگشتیم به گرد در و دشت اندر همه آفاق بگشتیم بگشت کس...
-
قدرت طلبی بنی بشر
پنجشنبه 5 خرداد 1390 21:37
سلام بر دوستان عزیز داستانی که می نویسم شاید خیلی تکراری باشه. شاید همه شما اونو شنیدید. اما مناسبت داره نوشتنش اینجا... میگن یه پادشاهی بوده از سر بیکاری و کیف دنیا، به وزیرش میگه باید بری کثیفترین چیز دنیا رو پیدا کنی بیاری پیش من. اگه بیاری، من تو رو جانشین خودم میکنم. اگه نیاری و کسی بیاد بگه من چیز کثیفتری سراغ...
-
تصاویر دیدنی
چهارشنبه 4 خرداد 1390 19:41
-
روز مادر مبارک
دوشنبه 2 خرداد 1390 09:35
خداوندا زیباترین لحظه ها را نصیب مادرم کن که زیباترین لحظه هایش را به خاطر من از دست داده است . . . آسمان را گفتم می توانی آیا بهر یک لحظه خیلی کوتاه روح مادر گردی صاحب رفعت دیگر گردی گفت نی نی هرگز من برای این کار کهکشان کم دارم نوریان کم دارم مه وخورشید به پهنای زمان کم دارم
-
ناصر حجازی درگذشت
یکشنبه 1 خرداد 1390 20:28
خدا رحمتش کنه برای شادی روحش صلوات بفرستید من عاشقش بودم "مرد" بود... -- توضیح: شب قبل از تائید خبر فوت ناصر خان، خبر فوت رسید و بعد تکذیب شد، اما من باور کرده بودم و هنوز هم باور دارم که همون دیشب حجازی پر کشیده بود به آسمان...
-
من قبول شدم
شنبه 31 اردیبهشت 1390 22:14
من قبول شدم من قبول شدم من قبول شدم من قبول شدم من مزد زحمات خودم و استادم رو گرفتم دوستان من قبول شدم *** درصدهام شبیه تصوراتم نیستن من فکر میکردم (اینها تصورات من از نتیجه مه و نتایجم اینها نیستند) روزنامه نگاری رو بالای 65 زدم و ارتباطات رو بالای 50 و تاریخ رو 45 اما اینطور نیست!! تو آمار افتضاح هستم اما تو زبان...
-
این روزهای من
پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390 19:27
این روزها عجیب دلم گرفته منتظر گذر ایام هستم کاش این روزها زودتر بگذرد تا بدانم باید بخندم یا بگریم تا بدانم این همه وقتی که گذاشتم از زیباترین کاری که داشتم گذشتم از همانی که به خاطرش... کاش این روزها زودتر تمام شود چرا با احساسات من جوان بازی می شود؟ به چه کسی بگویم استرس لحظه ای رهایم نمی کند آخر مگر اصلاح بر فرض...
-
مغایرت های زمان ما
پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390 10:20
ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم، خیلی تند رانندگی می کنیم، خیلی زود...
-
برسان سلام ما را
چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 21:44
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم تو می روی به سلامت ، سلام ما برسانی
-
تبریک
سهشنبه 27 اردیبهشت 1390 07:56
روز جهانی ارتباطات را به تمام فعالان عرصه اطلاع رسانی تبریک و تهنیت می گویم. امیدوارم این عزیزان همیشه تریبون اخبار خوب باشند.
-
فردا، من، مهاباد
جمعه 23 اردیبهشت 1390 23:27
سلام دوستان خوبم یادتونه سال قبل برای کنکور سراسری گفتم که با خودم مورچه خواهم برد سر جلسه؟؟ فردا باید ساعت 4 بیدار بشیم ، ساعت 5 سوار اتوبوس بشیم ، ساعت هفت و نیم باید سر جلسه باشم و ساعت 8 شروع کنم به آزمایش شانسم!!!!! نمی دونم این چه کاریه که آزمون رو دومرحله ای کردن! یعنی صبح ساعت 8 آزمون دروس پایه و مشترک و ساعت...
-
شعری از فروغ
پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390 07:24
مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نور در زمستانی غبارآلود و دور یا خزانی خالی از فریاد و شور خاک می خواند مرا هردم به خویش میرسند از ره که در خاکم نهند آه شاید عاشقانم نیمه شب گل به روی گور غمناکم نهند لیک دیگر پیکر سرد مرا می فشارد خاک دامن گیر خاک بی تو،دوراز ضربه های قلب تو قلب من می پوسد آنجا زیر...
-
قسمت
سهشنبه 20 اردیبهشت 1390 21:23
نمی دونم اینی که می نویسم داستانه یا واقعیت و نمی دونم شما دوست خوبم چه برداشتی از این داستان یا واقعیت خواهی داشت وقتی خیلی کوچیک بودم، یه بار بحث قسمت تو خونه بابابزرگم باز شد . بابابزرگم یه قصه برامون تعریف کرد که من تا بحال فراموشش نکردم ... میگفت: یکی بود که بهش الهام شده بود تو به وسیله ماشین کشته خواهی شد . این...