خواهش نادانی انسان نکن

هوا بس ناجوانمردانه سرد است

خواهش نادانی انسان نکن

هوا بس ناجوانمردانه سرد است

اورمیه یا ارومیه... مسئله این است!

جدیداً بحث نام صحیح اورمیه یا ارومیه نقل محافل شده


این مطلب رو خیلی خیلی وقت پیش نوشته ام.

فکر میکنم اوایل سال 88 بود

این یکی از دلایل نامگذاری اورمیه یه شکل صحیح است و البته دلایل دیگری نیز وجود داره طبیعتاً


...

شاید شما هم شنیده باشید این مثل معروف را گفته است: "به گَمانم؛ گُمان درست است!" همین مسئله در کلمات و عبارات دیگری نیز صدق می کند، مثل آن دوستی که در یک تماس تلفنی با ما پرسید: ما بالاخره ندانستیم "تِکاب" درست است یا "تَکاب".

اما در مورد ارومیه یا اورمیه قضیه کمی متفاوت است، چون در اینجا اصل موضوع تفاوت می کند. اسم شهر ما از ترکیب دو کلمه اور+میاه تشکیل شده است. اور یعنی دربرگیرنده و میاه یعنی آب، مثل اورشلیم که یعنی محل سلام. اورمیه نیز به معنای محل فراوانی آب معنا شده است.

در اصل این کلمه یک کلمه سریانی است که در زبان ترکی امروز رایج شده است؛ چنان که وقتی پرسیده می شود: "هارالی سان؟" می گویند: "اورمیه لی" و شاید بتوان قاطعانه گفت که محال است کسی بگوید: "ارومیه لی".

حتی این احتمال نیز وجود دارد که از یک فارسی زبان نیز بپرسید و همین جواب را بشنوید که بگوید: "اهل اورمیه هستم" اما این هم گفتنی است که ما دو زبان داریم؛ یکی زبان معیار و دیگری زبان محاوره ای. زبان معیار با توجه به معیارهایی که توسط فرهنگستان زبان فارسی تدوین و ارائه می شود، به عموم معرفی شده است.

ما معنای واقعی نام شهرمان را نیک می دانیم و به افکار عمومی جامعه که نام صحیح شهر را می دانند، ادای احترام کرده و تا جایی که می توانیم می نویسیم "اورمیه"

اما وقتی که مجبوریم مطابق زبان معیار بنویسیم!! (چون اجبار است!!) تا این کلمه شبهه حتی قومیتی!!!! پیدا نکند، در نشریات استانی و محلیُ می نویسیم "ارومیه". از فرمانداری محترم شهرمان نیز ممنونیم که پس از سالها نام فرمانداری اورمیه را به فرمانداری ارومیه تغییر داد تا بدین وسیله تشویش اذهان عمومی صورت نگیرد و زبان معیار را رعایت کرده باشند!!!!!!!!

غــــــــــرور

یه موقع هایی تو زندگی آدمها پیش میاد که احساس می کنند می تونن دنیا رو تو مشتشون بگیرن


یه موقع هایی هست که فکر میکنن مرکز و کله دنیان و اگه نباشن حیات روی کره زمین از هم متلاشی میشه


یه موقع هایی هست که اگه من نباشم دنیا نیست


یه موقع هایی هست که ...


اگه از آدم معتاد بپرسی تو معتادی؟! میگه نه...


اگه از دزد بپرسی تو دزدی؟! میگه نه...


اگه از یه قاتل بپرسی تو قاتلی؟! میگه نه....



اگه از آدم مغرور بپرسی: تو مغروری؟؟ میگه نهههههههههههههه من مغرور نیستم... اصلا...

-------





خدایا... مرا از شر گمان بد محفوظ بدار

آمیـــــــــــــن

طنز/ تفاوت اعتصاب یک زن انگلیسی و فرانسوی با زن ایرانی

طنز - یک زن انگلیسی، یک زن فرانسوی و یک زن ایرانی با هم قرار می گذارند که اعتصاب کنند و کارهای خانه را انجام ندهند تا شوهران آنها ادب شوند و در رفتار خود تجدید نظر کنند و بعد از یک هفته نتیجه کار را به یکدیگر بگویند.

یک هفته بعد؛ جلسه زنان برای ارائه نتایج اعتصاب:

 


 

زن فرانسوی:

«به شوهرم گفتم که من دیگه خسته شدم بنابراین نه نظافت منزل، نه آشپزی، نه اتو و نه … خلاصه از اینجور کارا دیگه بریدم. خودت یه فکری بکن من که دیگه نیستم یعنی بریدم!»

روز بعد خبری نشد، روز بعدش هم همینطور.

روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه را درست کرده بود و آورد در اتاق رختحواب. من هم خودم را به خواب زدم تا سینی صبحانه را گذاشت و رفت. بعد هم شب با یک کادو به خانه آمد و زندگی مان کلا تغییر کرد...قرار شد کارهای خانه را با هم انجام دهیم.

 


 

زن انگلیسی:

من هم مثل تو. همین حرف ها را با جیغ و فریاد گفتم و رفتم توی اتاقم.

روز اول و دوم خبری نشد ولی روز سوم دیدم شوهرم با گل به خانه آمده و چیزهایی که مدت ها بود از او می خواستم برایم خریده. شام به رستوران دعوتم کرد. صبح روز بعد هم خانه را شخصا تمیز کرد و گفت: کاری نداری عزیزم؟ و بعد از اینکه صبحانه را برایم آورد، به سر کار رفت.

 

 


زن ایرانی:

من هم عین شما همین حرف ها را زدم و با تهدید سر شوهرم فریاد کشیدم که دیگر خسته شدم.

اما روز اول چیزی ندیدم.

روز دوم هم چیزی ندیدم.

روز سوم هم چیزی ندیدم.

شکر خدا روز چهارم کمی توانستم با چشم چپم ببینم