خواهش نادانی انسان نکن

هوا بس ناجوانمردانه سرد است

خواهش نادانی انسان نکن

هوا بس ناجوانمردانه سرد است

با شریعتی عزیزم

خدایا
به من تقوای ستیز بیاموز،
تا در انبوه مسئولیت، نلغزم
و از تقوای پرهیز مصونم دار 
تا در خلوت عزلت نپوسم


به من توفیق تلاش در شکست؛
صبر در نومیدی؛
رفتن بی همراه؛
جهاد بی سلاح؛
کار بی پاداش؛ 

فداکاری در سکوت؛دین بی دنیا؛
مذهب بی عوام؛
عظمت بی نام؛خدمت بی نان؛
ایمان بی ریا؛
خوبی بی نمود؛گستاخی بی خامی؛
مناعت بی غرور؛
عشق بی هوس؛ 
تنهایی در انبوه جمعیت؛

دوست داشتن بی آنکه دوست بدارند؛

روزی کن


دکتر علی شریعتی

یه روز خوب

اولین بار سال 1383 و ماه خرداد بود که به اونجا رفتم

از اون روز تا حالا خیلی اتفاقا افتاد

خیلیییییییییییی اتفاقا!!!


در هر صورت، آخرین باری که بعنوان کارمند اونجا بودم، خرداد 90 بود 

در مدت حضور من در اون دفتر خیلی ها آمدند و رفتند

منم یکی از اون خیلی ها بودم شاید!!

دیروز با بر و بچ محل کار قبلی ام به فست فود دادلی رفتیم مهمون من 

وایییییییییییی


هشت تا دختر و یه پسر  که سرش دعوامون میشه گاهی 

سولماز نیومده بود نامرد (البته بنده خدا مهمون ناخوانده داشته) 


دوستام برام یه یادگاری گرفته بودن (دستشون درد نکنه و پیر شن ننه)



و اینم عکس تنها پسری که همراه ما بود که کسی مزاحممون نشه 




مهر فقط مهر مادری...

این تصویر خیره کننده، پرنده ای را نشان می دهد که برای محافظت فرزندانش از آب ،بدن کوچکش را مانند یک سد در مقابل جریان آب قرار داده تا لانه اش را آب نبرد. او لانه اش را ناخواسته در مجرای یک ناودان بنا کرده و حالا که بارندگی آغاز شده او بدنش را مقابل جریان آب قرار داده است.


همانگونه که در تصویر می بینید پرنده نر مشغول غذا دادن به جوجه هاست اما پرنده ماده در مجرای آب خود را قرار داده است و کنار او هم آب زیادی جمع شده است. این پرنده ماده پرهای خود را باز کرده و حجم بدنش به دو برابر حجم معمولی رسیده تا هر چه بیشتر جلو آب را بگیرد.



در در ادامه مطلب یک شوخی به سبک ارتباطاتی تقدیم حضورتان می شود با عنوان چگونه یک خبر به کسی بدهیم!!
ادامه مطلب ...