خواهش نادانی انسان نکن

هوا بس ناجوانمردانه سرد است

خواهش نادانی انسان نکن

هوا بس ناجوانمردانه سرد است

گلریزان رسم پهلوانی است

"شاید برای نوشتن این مطلب کمی دیر شده باشه، اما نوشتنش خالی از لطف نیست."


یادم نیست دقیقا چندمین روز خرداد بود... یک یا دو... همزمان با روزی که دانشگاه قبول شدم! بنا به دلایلی با نشریه امانت که عاشقش بودم قطع همکاری کردم و از اواسط تیرماه تو نشریه شهامت مشغول به کار شدم.

غصه میخوردم به خاطر نشریه ای که به خاطرش گریه کرده بودم! اما مجبور بودم به رفتن و نماندن... (کاش مخاطب خاصی که می داند چرا هم این را می خواند!)

فکر میکردم تنزل پیدا کردم!

چون از قدیمی ترین نشریه استان که هفته نامه بود، رفتم به نشریه ای که میخواست اولین شماره اش رو منتشر کنه!

ولی میگن تو هر اتفاقی یه حکمتی نهفته است!

من تنزل نیافتم! ارتقا یافتم! به شکوفایی نزدیک شدم (هنوز نرسیدم)

کسی تحقیرم نمی کرد. کارم به نام دیگری جلوه داده نمی شد. ارزشمند بودم و هستم...

به امید خدا، نشریه شهامت به خاطر تحلیل هایی که به نام "گروه سیاسی شهامت" می نوشتم، نشریه برتر در بخش انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی شناخته شد و رتبه اول را به خود اختصاص داد.

همچنین در بخش عکس نیز، عکسی که آقای سیدمحمد عدنانی، برادر شایسته و ارجمندم در اختیارم به خواهش من در اختیارمون گذاشته بود، مقام اول رو کسب کرد.

در بخش گزارش نیز، من مقام اول رو بدست آوردم. البته چون این گزارش رو خیلی دوست داشتم و در امانت چاپ شده بود، بنابراین مقام من متعلق به نشریه شهامت نبود.

اما در بخش گزارش، گزارشی که از دوست و استاد گرانقدرم، سرکار خانم سکینه اسمی با عنوان عرق بر جبین، واسطه ها در کمین به جشنواره فرستاده بودم، مقام دوم رو بدست آورد.


دقیقا به یاد دارم وقتی مطالب را برای ارسال به جشنواره می فرستادم، تنها دو نسخه از نشریه منتشر شده بود!

و امروز خوشحالم! که به همت همکارانم، توانستیم با کسب دو مقام اول و یک مقام دوم، منهای مقام اولی که من بدست آوردم، بتوانیم با سربلندی ادعا کنیم که بهترین نشریه استان، نشریه ای است که تنها 17 شماره از آن منتشر شده است.


خدایا... دوستت دارم...


 این گزارش که در ادامه مطلب میخونید، در پنجمین جشنواره مطبوعات و خبرگزاری های آذربایجان غربی در بخش گزارش حایز رتبه اول شد.


ادامه مطلب ...

این سال هم اینگونه شروع شد!

سلامی در سال جدید به همه دوستان خوبم 

 

من معتقدم اگه اول سال هر طور تعبیرش کنی اون سال همونطوری به پیش خواهد رفت. 

 

امسال سال دلفینه 

دلفین خیلی دوست داشتی و زیباست و نوعی ماهی به حساب میاد و ماهی نماد برکت و حرکت و نعمته. 

امسال من و ما پر از برکت و حرکت و نعمت خواهد بود به امید خدا 

 

و برای من و ما، پر از عشق و شور و نشاط و هستی... 

 

خدایا 

امسال ما را از زیباترین سالهای عمرمان مقدر بفرما.  

 

=== 

یک نوروز متفاوت! 

امسال من یک نوروز متفاوت رو تجربه کردم. 

هر سال بلافاصله بعد از تحویل سال به همراه خانواده راهی دید و بازدید می شدم، اما امسال به پیشنهاد یکی از همکاران عزیز که فقط مرا به نام می شناختند و شماره موبایلم رو از دفتر نشریه شهامت که در آنجا شاغلم، پیدا کرده بودند، در ستاد تسهیلات سفرهای نوروزی آذربایجان غربی مشغول به کار شدم. 

تنها یک ساعت از شروع سال جدید گذشته بود که با بابا راهی اداره میراث فرهنگی شدم و از آنجا رفتیم فرودگاه برای استقبال از میهمانان نوروزی استان 

خاطره و تجربه جالبی بود. 

مسافرا خواب آلود بودن 

فکر کنید اومدن تو سالن دیدن به قطار مسئول صف وایستادن و با دسته گل منتظرشون هستند. بعد هم ساز و طبل و مراسم تکم خوانی... 

نشاط از سر و روی این مسافرا می بارید!! 

 

 

دوستان عزیزم 

برای دیدن اخباری که برای آشنایی بیشتر شما و سایر هموطنان می نویسم، می تونید به سایت http://wazchto.ir/index.php مراجعه کنید. 

 

شاد باش و دیر زی 

 

 

بایرام موبارک

گاه و گاهی...

خدایا به امید تو

امروز خیلی روز مهمی هست. روزی که نتیجه چند سال تلاش در اون مشخص می شه.. با یک اظهار نظر و با یک نمره! خدا کمک کن.  کمک کن. به تو محتاجیم. فقط به تو.


خدایا! به نذری که تو امامزاده صالح کردم پایبندم. تو هم همراهمون باش.


هر چی تو بگی خدای من


هر چی تو بخوای



ای درد توام درمان در بستر ناکامی
و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی

در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی



---

خدایا

ازت ممنونم

شکر