ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
شنبه رو که تعطیل کردن، امتحان شنبه رو انداختن روز پنجشنبه که هیچ دانشگاهی امتحان نداره! مثلا خواستن زرنگی کنن! کاش تعطیل نمی شد! کاش زودتر تموم میشدم و برمیگشتم سر خونه زندگیم
دلم برای خانواده ام تنگه
وقتی اورمیه ام، انگار به "نارین" هم نزدیک تر هستم
دلتنگم
خیلی...
اینجا هوا خیلی کثیفه
نمیشه نفس کشید
سوئیتی که توش هستم رو هم دوست ندارم
ایمیل هم که باز میکنم، فقط می تونم Inbox رو چک کنم. نه دوستان آنلاینم رو می بینم و نه میتونم ایمیل بفرستم
یعنی ........................................ (فحش بود! نخونید اونجا رو)
و اما ادامه مطلب با افتخار تقدیم می شود:
اولین کتاب همکار گرانقدرم آقای حسین واحدی چاپ شد. ضمن تبریک به ایشان و همسر فداکار و پسر دوست داشتنی شان، راههای خرید این کتاب را در ادامه مطلب بخوانید.
سلام
به امید خدا، امشب راهی تهران هستم تا برای آخرین بار طعم امتحانات در دوره کارشناسی ارشد رو تجربه کنم (البته اگه با کله نیفتم )
لطفا برام دعا کنید
حلالم کنین دوستان
مخصوصا که تو سوئیت بدی افتادم! کجایی سوئیت ۱۰۲ که یادت به خیرررررررر... وقتی برگشتم شرح مفصل وقایع اتفاقیه را خواهم نوشت. برای آرامشم دعا کنین. افتادم بین یک مشت.... :(
صبرم داره تموم میشه! و وای به روزی که صبر یکی مثل من تموم بشه...
بعداْ نوشت: لطفا از وبلاگ جدیدم بازدید کنید