خواهش نادانی انسان نکن

هوا بس ناجوانمردانه سرد است

خواهش نادانی انسان نکن

هوا بس ناجوانمردانه سرد است

مخصوصا یک نفر را خیلی دوست دارم....!!!!

من آنقدر غریب و تنها هستم که حتی دنیا هم نمی خواهد

کسی به نام من روی خود جای دهد

آن قدر تنها که وقتی از کنار گل سرخ شادابی می گذرم

گل غمگین می شود

آن قدر تنها که وقتی به بهترین دوستم سلام می کنم

طرف دیگر را نگاه می کند

آن قدر تنهایم که وقتی دست روی سنگ سخت می گذارم,

سنگ از غربت و تنهایی من فریاد نابودی سر می دهد

وقتی از خیابان می گذرم مردم از من دور می شوند

و به کار خود می پردازند

بعضی ها می گویند:" من برای دنیا یک نفرم و برای یک نفر یک دنیا یم."

اما من می گویم:من برای دنیا هیچم و برای هیچ کس یک دنیا

من یک عاشق تنهایم , در این زمین لیلی نمی توانم یک معشوق پیدا کنم

نمی دانم چرا خدا من را آفریده , اما می دانم مرا تنها آفریده

من هر روز که در تنهایی خود قدم می زنم و با غربت زندگیم صحبت می کنم

بیشتر در وجود بی کسی حساب می شوم

چرا تنهایم, تنهای تنها

وقتی از دوستانم می پرسم من به عنوان یک دوست برای تو هستم؟

جوابی می شنوم خوب و اشنا

می گویند:"من تو را خیلی دوست دارم , تو خوبی، من به تو حسودیم می شه و ..."

اما نمی دانم چرا من هیچ وقت در تنهایی خود به دوستی دوستانم نرسیدم و هرگز نتوانستم

نمی دانم چگونه است که همه مرا دوست دارد در صورتی که هیچ کس مرا نمی بیند

وقتی همه ی دوستانم با هم شوخی می کنند همه می خندند اما وقتی من می آیم همه تیکه

می اندازند

همه می گویند"مگر کسی هم آمد , مگر تو کسی را می بینی که سلام می کنی و ...."

خدایا هیچ کس مرا دوست ندارد پس چرا من را از آسمان به زمین فرستادی

 شاید من آنقدر خسته و کسل کننده هستم که تو مرا از آسمان دور کردی که خود راحت باشی

و دیگر نبینی کسی تنها نشسته و در اثر آن ناراحت شوی

من قیافه ی بدی دارم

من قد بدی دارم

من رنگ بدی دارم

اما یک قلب دارم , که دنیا در آن جا می گیرد

من می خواستم بگویم تنهایم ، دیدم غریبم

می خواستم بگویم غریبم ، دیدم بی کسم

می خواستم بگویم بی کسم دیدم ، هیچ دوستی ندارم

می خواستم بگویم دوستی ندارم ، دیدم خود را دارم 

من هیچ کس را ندارم و هیچ کس نمی خواهد که من او را داشته باشم

اما من , من را دارم که حتم می دهم هیچ کس ندارد...

اما این را هم بگویمکه هیچ کس مرا دوست ندارد اما من همه را دوستدارم

مخصوصا یک نفر را خیلی دوست دارم....!!!!


-----

منبع: اینجا


****

نمی دونم چرا هر کی می ره مکه و میاد؛ واسه همه سوغاتی میاره بجز من!

چند وقت قبل یکی رفت مکه و اومد؛ واسه همه اونایی که من می شناختم سوغاتی آورد بجز من!

چند وقت پیش هم همسایه مون رفت مکه و اومد، گفته بود ندا واسه تو از همه بیشتر سوغاتی میارم! بیشتر که نیاورد هیچی... هیچی نیاورد!!!!!!!! 

نیازمند هدیه هیچکس نیستم، اما اینکه می بینم واسه همه هست، ولی واسه من نیست، اذیتم میکنه!

نظرات 12 + ارسال نظر
سعید شکاری یکشنبه 22 خرداد 1390 ساعت 13:24

س.م.ع یکشنبه 22 خرداد 1390 ساعت 13:33 http://seyedd.blogsky.com

سلام آبجی ...

این چی بود آخه .... دلم گرفت ...

دپرسیدم ......

حسین(ایران۴۷) یکشنبه 22 خرداد 1390 ساعت 14:10 http://hosseinfaraji87.blogfa.com/

سلوم
ندا خانم محترم و گرامی و بزرگوار و خوب!
این پست من بیشتر منظورم دوستان خارج از وبم بود...
دوستای بیرون از این دنیای مجازی
وگرنه من به داشتن دوست خوبی مثل شما به خود می بالم
اینو بی تعارف می گم...
اوهوم!

الناز یکشنبه 22 خرداد 1390 ساعت 19:04

سلااااااااااااااااام من برگشتم اما بدون باقلوا استانبولی

آخی اینقدر دلم تنگیده بود واسه اتاقم دوستام خانوادم نت اصلا" واسه تهران و ایران 5 روز اونجا بودم انگار که 2 ماهه اونجام

خوبه که این پسته مال خودت نبود والا...

میدونی گلم این روزا آدما اینقدر مشغول روزمرگی میشن که واقعا" واسه هم وقتی ندارن من که خودم هر روز واسه کارام وقت کم میارم و واسه همین همش شبها دیر میخوابم تا به کارهام برسم و همیشه هم در حال خمیازه کشیدنم اما با همه این فاصله ها که نتیجه مدرنیسمه خوبه که دلهامون به یاد هم باشه و همیشه پذیرای هم باشیم

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااممممممممم

بدون باقلواااااااااااااا
مثل اینه که من بدون نقل بیام تهران

تو دو سال میخوای چیکار کنی پس؟

الناز دوشنبه 23 خرداد 1390 ساعت 00:03

همونو بگو

این رییس ما که نزاشت بریم خرید همون چندتا عکسم که تونستم بگیرم غنیمته برو ببین تو اف بی

میدونی ترکای عثمانی خیلی بی فرهنگن تازه میفهمم چرا دوستایی که با اونا از نزدیک برخورد کرده بودن اینو می گفتن ولی اونجایی که من می خوام برم آذرین و فرهنگشون نوع پوشش و غذاهاشون حتی به ما خیلی نزدیکتره.

یوسف دوشنبه 23 خرداد 1390 ساعت 00:34 http://usef.photoblog.ir

سلام ندا جان وبلاگ خوب و مفیدی داری/ به من هم سر بزن خوشحال میشم/ شاد باشی

س.م.ع دوشنبه 23 خرداد 1390 ساعت 10:08 http://seyedd.blogsky.com

سلام ملیکوم آبجی .....

الهی ...... خودم سوغاتی میخرم برات ..... شما دعا کن بعده اینکه گناهام تموم شد مثل بقیه ی مردم و خواستم برم مکه .... اونوقت خودم سوغاتی میارم ... اونم سوغاتیه توووووووووووپ ........

سلام اخوی برادر
دست شما مرسی
ایشاللا بری مکه بیای برام سوغاتی مشتی بیاری

naviD دوشنبه 23 خرداد 1390 ساعت 10:12 http://www.khonebagh.blogfa.com

Salam azizam
khodam vasat kado migiram az meshkin miaram ghorbunet beram
narahat nabash
emtehan ham tamumide
ba kado miam 0rmye
fadat sham

سلام
مرسی پسر خوب
خوشحالم که از شر سوم دبیرستان هم خلاصیدی بالاخره

فهیمه دوشنبه 23 خرداد 1390 ساعت 10:21 http://shaparak-e-barooni.blogfa.com/

سلام آبجی ندا...

غلط کرده هرکی آبجی ندا رو اذیت کرده و دوستش نداره و واسش سوغاتی هم نمیاره!!!

ندا جون همه رو ول کن.... خودمو بچسب که هم دوست دارم و هم برات سوغاتی میارم

سلام آبجی فهیمه
تو اینجا چیکار میکنی؟
پروژه رو بچسب فعلا
قربونت برم دخمل

فهیمه دوشنبه 23 خرداد 1390 ساعت 10:23 http://shaparak-e-barooni.blogfa.com/

ببخشید که کم میام هاااا...

درگیر امتحاناتم.....

البته

کم میام ولی هر وقت بیام همه پست هایی که نخوندمو می خونم ولی نمیرسم که کامنت بذارم....

سیدرضا دوشنبه 23 خرداد 1390 ساعت 16:53 http://www.akmahabad.blogfa.com

نوشته خیلی عالی بود...راستی ماله خودته؟

خوشحال میشم بما هم سر بزی

ممنون از توجه شما
نخیر قربان
منبعش ذکر شده

الناز سه‌شنبه 24 خرداد 1390 ساعت 23:03

الهی..... بزار برم -تو هم بیای سوغاتی میارم کرور کرور واست...

و البته میگیرم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد